🩸 REDBLOODJOURNAL.COM

🩸 📡 🌱 🧠 🇮🇷 #2026082508 — می‌توانستی سال را از بهارش ببینی: از آنتن کووید تا ده توهم جمهوری اسلامی

مستعان ۱۱۰ و توهمات نظامی ایران
Red Blood
۲۶ اوت ۲۰۲۶
English source edition ↗

RedBloodJournal.com

یک ضرب‌المثل قدیمی فارسی وجود دارد که از کشاورزی برخاسته است:

سالی که نکوست، از بهارش پیداست.

«سال خوب را می‌توان از بهارش شناخت.»

برای کشاورز، بهار صرفاً فصل دیگری نبود. آغاز کار بود.

سال ایرانی با بهار آغاز می‌شود. خاک بیدار می‌شود. بذرها کار خود را شروع می‌کنند. درختان شکوفه می‌دهند. آب، دما، باد و رشد، همگی شروع می‌کنند به آشکار کردن اینکه چه نوع محصولی ممکن است در راه باشد.

لازم نیست تا زمستان صبر کنید تا متوجه شوید چیزی به‌طور فاجعه‌باری اشتباه پیش رفته است.

گاهی بهار به شما می‌گوید.

و در آوریل ۲۰۲۰، در ماه‌های آغازین یکی از بزرگ‌ترین وضعیت‌های اضطراری بهداشت عمومی در عصر مدرن، جمهوری اسلامی بهاری به جهان نشان داد که ارزش به خاطر سپردن داشت.

این بهار با یک آنتن از راه رسید.

و چیزی که از نگاه یک ناظر عادی، به‌طرز چشمگیری شبیه درِ قابلمه یا یک بشقاب ماهواره‌ای کوچک به نظر می‌رسید.

📡 ۱۵ آوریل ۲۰۲۰: دستگاهی که می‌توانست کرونا را از فاصله ۱۰۰ متری پیدا کند

در ۱۵ آوریل ۲۰۲۰، حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، در مراسم رونمایی رسمی در تهران ظاهر شد.

نام دستگاه مستعان ۱۱۰ — مستعان ۱۱۰ — بود.

این یک برنامه کمدی نبود.

طنز هم نبود.

همچنین یک میم اینترنتی نبود که بعداً ساخته شده باشد.

فرمانده یکی از قدرتمندترین سازمان‌های نظامی خاورمیانه، در برابر دوربین‌ها ایستاد و این وسیله را به‌عنوان یک دستاورد علمی ایرانی معرفی کرد.

بر اساس گزارش‌های همان زمان، سلامی گفت این دستگاه می‌تواند آلودگی به کرونا را از فاصله تقریباً ۱۰۰ متری، بدون گرفتن خون، شناسایی کند و فرد آلوده یا مکان آلوده را در حدود پنج ثانیه پیدا کند. توضیح پیشنهادی شامل یک میدان مغناطیسی و قطبی‌شدن ادعایی ویروس بود.

همچنین میزان موفقیت تقریباً ۸۰ درصدی برای آن ادعا شد.

دوباره به چیزی که ادعا می‌شد نگاه کنید.

نه پنج ساعت.

نه پنج دقیقه.

پنج ثانیه.

نه با جمع‌آوری نمونه زیستی.

از فاصله دور.

نه در آن سوی میز آزمایشگاه.

از فاصله‌ای تا ۱۰۰ متر.

دقیقاً در لحظه‌ای که آزمایشگاه‌های سراسر جهان با ظرفیت PCR، کمبود آزمایش، مواد واکنش‌دهنده، نمونه‌گیری، بار ویروسی و ریاضیات دشوار مهار یک همه‌گیری جدید دست‌وپنجه نرم می‌کردند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ظاهراً چیزی شگفت‌انگیز و بسیار ساده‌تر پیدا کرده بود:

آنتن را نشانه بگیر.

🦠 سپس دانشمندان ایران پرسشی ناخوشایند مطرح کردند

علم عادتی ناخوشایند دارد.

می‌پرسد:

از کجا می‌دانید؟

وزارت بهداشت خود ایران به‌سادگی این اعلام را نپذیرفت.

کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، گفت این دستگاه از سوی وزارتخانه تأیید نشده است. گزارش‌های همان زمان همچنین ثبت کرده‌اند که حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور، به صداوسیما درباره تبلیغ دستگاه‌های تشخیصی، واکسن‌ها یا درمان‌هایی که تأیید وزارت بهداشت را ندارند هشدار داده بود.

سپس فیزیک‌دانان وارد ماجرا شدند.

انجمن فیزیک ایران مبنای علمی این ادعا را به چالش کشید و پیشنهاد کرد هرگونه اسناد پشتیبان برای ارزیابی علمی در اختیار متخصصان قرار گیرد. گزارش‌های همان زمان واکنش انجمن را چنین توصیف کردند که این ادعای شناسایی از راه دور ذرات ویروسی در مقیاس نانو را بیشتر به داستان علمی‌تخیلی نزدیک می‌دانست تا فیزیک تثبیت‌شده.

این تمایز اهمیت بسیار زیادی دارد.

این ماجرا چنین نبود:

ایران در برابر غرب.

چنین هم نبود:

تبلیغات آمریکایی در برابر علم ایرانی.

خود دانشمندان ایرانی بودند که شواهد می‌خواستند.

🍲 ظاهراً آنتن پیش از این زندگی دیگری داشت

سپس داستان عجیب‌تر شد.

تحقیق‌کنندگان دریافتند که دستگاهی بسیار مشابه، پیش از کووید نیز ظاهر شده بود.

در سال ۲۰۱۷، گزارش‌های ایرانی از یک آشکارساز الکترونیکی سخن گفتند که supposedly می‌توانست سوخت قاچاق را از فاصله چند متر تا چند صد متر، در کمتر از پنج ثانیه، پیدا کند.

زبان توصیف عملکرد آن به‌طرزی وهم‌آور آشنا بود: یک میدان الکترونیکی و ویژگی‌های ادعایی «دوقطبی» ماده هدف. عکس‌ها و گزارش‌ها آن دستگاه قبلی را به کامبیز گلشنی مرتبط می‌کردند؛ فردی که با آشکارساز کرونا نیز ارتباط داشت.

هدف تغییر کرده بود.

اما ظاهراً دستگاه چندان تغییر نکرده بود.

دیروز:

سوخت را پیدا کن.

امروز:

کرونا را پیدا کن.

گزارش‌های دیگر دستگاه‌های مشابه و تبلیغ‌کننده آن‌ها را به ادعاهای شناسایی قدیمی‌تری، از جمله کشف مین، مرتبط کردند.

دستگاهی که ظاهراً می‌توانست سریع‌تر از بیشتر انسان‌ها شغل عوض کند، باید یک پرسش بدیهی را مطرح می‌کرد:

آیا پیش از روشن شدن دوربین‌ها، کسی در سطوح بالا پرسش‌هایی مطرح کرده بود؟

🌱 سالی که نکوست، از بهارش پیداست

و اینجا کشاورز قدیمی ایرانی وارد داستان می‌شود.

سالی که نکوست، از بهارش پیداست.

سال خوب خود را در بهارش آشکار می‌کند.

اما عکس این گزاره نیز به همان اندازه خردمندانه است:

گاهی سالی که نکو نیست هم از همان بهارش پیداست.

گاهی سال بد نیز خود را از بهارش آشکار می‌کند.

مستعان ۱۱۰ امروز اهمیت دارد، نه به این دلیل که آنتنی از سال ۲۰۲۰ شایسته دور دیگری از خنده است.

اهمیت آن در این است که پنجره‌ای کوچک به چیزی بسیار بزرگ‌تر به ما می‌دهد:

اطلاعات درون یک نظام بسته چگونه به سمت بالا حرکت می‌کند؟

چه کسی می‌گوید:

بس کنید.

چه کسی می‌پرسد:

شواهد را نشانم بده.

چه کسی به فرمانده می‌گوید:

«قربان، پیش از آنکه مقابل تلویزیون ملی بایستید و اعتبار نیروهای مسلح را به این دستگاه گره بزنید، شاید بهتر باشد ابتدا یک آزمایشگاه مستقل آن را آزمایش کند؟»

داستان واقعی همین است.

زیرا بخش خطرناک هرگز آنتن نبود.

بخش خطرناک، زنجیره تصمیم‌گیری‌ای بود که اجازه داد آنتن به صحنه برسد.

🧠 از آشکارساز کرونا تا یک دکترین امنیت ملی

شش سال بعد، در بحث سیاسی-نظامی مطرح‌شده در مطالبی که Red Blood Journal بررسی کرده است، موازی قابل‌توجهی پدیدار می‌شود.

متن پیاده‌شده، آنچه گوینده‌اش «ده توهم» می‌نامد و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و سپاه بارها ترویج کرده‌اند، ارائه می‌کند.

از جمله:

این باور که اگر ایران نمی‌توانست نفت صادر کند، هیچ‌کس دیگری هم نمی‌توانست نفت صادر کند.

این باور که بستن تنگه هرمز قیمت نفت را به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار در هر بشکه می‌رساند، بحرانی جهانی ایجاد می‌کند و واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

این باور که ایران قدرت موشکی لازم برای ویران کردن حیفا و تل‌آویو را در اختیار داشت.

ادعای تکرارشده‌ای که می‌گفت سلاح‌های ایرانی می‌توانند ناوهای هواپیمابر آمریکایی را غرق کنند.

انتظار اینکه قایق‌های تندروی سپاه بتوانند نیروهای دریایی آمریکا را درهم بشکنند.

انتظار اینکه حملات عظیم موشکی و پهپادی بتوانند سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل را فروبپاشند.

اعتماد به شبکه ظاهراً یکپارچه پدافند هوایی ایران.

این باور که شبکه نیابتی منطقه‌ای ایران لایه‌هایی از حفاظت ایجاد کرده است که دشمن از میان آن‌ها هرگز نمی‌تواند به خود ایران برسد.

و در نهایت، بر اساس متن پیاده‌شده، این باور که ایران از نظر نظامی چنان قدرتمند شده است که هیچ کشوری جرئت حمله به آن را نخواهد داشت.

گوینده متن استدلال می‌کند که واقعیت سرانجام این فرض‌ها را آزمود و شکاف‌های شدید میان شعار و توانایی را آشکار کرد.

چه همه ادعاهای نظامی را تک‌به‌تک بررسی کنیم و چه نکنیم، مستعان ۱۱۰ پرسشی بنیادی‌تر پیش روی ما می‌گذارد.

اگر مشکل پیش از آنکه موشک اصلاً شلیک شود آغاز شده باشد چه؟

📡 آنتن، الگویی کوچک‌شده بود

شاید مستعان ۱۱۰ صرفاً حاشیه‌ای شرم‌آور از دوران همه‌گیری نبود.

شاید الگویی کوچک‌شده بود.

سازمانی می‌گوید یک آنتن می‌تواند ویروس را پیدا کند.

کسی در سطح پایین‌تر آن را تأیید می‌کند.

کسی در سطح بالاتر آن را باور می‌کند—یا دست‌کم تصمیم می‌گیرد ارائه‌اش مفید است.

واژگان فنی به آن جلوه‌ای پیچیده می‌دهند.

لباس‌های نظامی به آن اقتدار می‌بخشند.

دوربین‌ها به آن مشروعیت می‌دهند.

تکرار به آن آشنایی می‌بخشد.

و سرانجام، آشنایی شروع می‌کند به جا زدن خود به‌عنوان دلیل.

حالا همان سازوکار را بزرگ‌نمایی کنید.

آشکارساز کرونا را با موشک عوض کنید.

آنتن را با رادار عوض کنید.

بشقاب را با دکترین دریایی عوض کنید.

«۱۰۰ متر» را با «ما کنترل تنگه هرمز را در دست داریم» عوض کنید.

«پنج ثانیه» را با «می‌توانیم پدافندشان را درهم بشکنیم» عوض کنید.

«دقت ۸۰ درصدی» را با «هیچ‌کس جرئت حمله به ما را نخواهد داشت» عوض کنید.

و ناگهان آن دستگاه کوچک خنده‌دار دیگر چندان خنده‌دار به نظر نمی‌رسد.

⚠️ خطرناک‌ترین سلاح در یک نظام بسته

یک دستگاه از نظر فناوری ابتدایی را می‌توان جایگزین کرد.

یک رادار بد را می‌توان ارتقا داد.

یک موشک را می‌توان بازطراحی کرد.

یک دکترین نظامی شکست‌خورده را می‌توان بازنویسی کرد.

اما چیزی وجود دارد که تعمیرش به‌مراتب دشوارتر است:

فرهنگ رهبری‌ای که نمی‌تواند تناقض را از بی‌وفایی تشخیص دهد.

عصر حجر با نبود تلفن‌های هوشمند تعریف نمی‌شود.

یک حکومت می‌تواند ماهواره، موشک بالستیک، پهپاد، سانتریفیوژ، هوش مصنوعی و شبکه‌های عظیم رایانه‌ای داشته باشد و همچنان با غریزه‌ای باستانی در حکمرانی عمل کند:

رئیس سخن می‌گوید. پس آن سخن به واقعیت تبدیل می‌شود.

این علم نیست.

این سلسله‌مراتب است که روپوش آزمایشگاهی پوشیده است.

و کشوری که چنین اداره شود، آسیب‌پذیری خاصی دارد.

نخستین قربانی تبلیغات، سرانجام خودِ تبلیغ‌کننده می‌شود.

اگر تبلیغات فقط برای مردم طراحی شده باشد، رهبری ممکن است همچنان حقیقت را بداند.

اما اگر رهبری شروع به مصرف تبلیغات خودساخته‌اش کند، وضعیت کاملاً تغییر می‌کند.

یک گزاره نادرست به برآورد اطلاعاتی تبدیل می‌شود.

برآورد اطلاعاتی به دکترین تبدیل می‌شود.

دکترین به راهبرد تبدیل می‌شود.

راهبرد با واقعیت روبه‌رو می‌شود.

و مردم عادی صورت‌حساب را دریافت می‌کنند.

👨‍👩‍👧‍👦 و اینجاست که داستان دیگر خنده‌دار نیست

متن پیاده‌شده سرانجام موشک‌ها، ناوهای هواپیمابر و هرمز را پشت سر می‌گذارد.

به جایی بسیار مهم‌تر می‌رسد:

زندگی مردم عادی ایران.

این متن اقتصادی را توصیف می‌کند که زیر فشار و جنگ در حال کوچک‌شدن است، شغل‌های ازدست‌رفته، کمبود بنزین، تحریم‌هایی که بانکداری و حمل‌ونقل را تحت تأثیر قرار می‌دهند، و اختلال فزاینده در نیازهای روزمره.

سپس به چیزهایی می‌پردازد که مردم واقعاً تجربه می‌کنند:

سوخت،

برق،

تورم،

اینترنت،

مدارس،

مسکن،

و دشوارتر شدن روزافزون کارِ ساده حفظ یک زندگی معمولی.

داستان آنتن سرانجام در همین‌جا فرود می‌آید.

فردی که آشکارساز ناممکن را ارائه می‌کند، لزوماً بیشترین هزینه خیال‌پردازی نهادی را نمی‌پردازد.

کشاورز می‌پردازد.

کاسب می‌پردازد.

مادری که wondering است مدرسه باز خواهد شد یا نه، می‌پردازد.

کارگری که ناپدید شدن قدرت خریدش را تماشا می‌کند، می‌پردازد.

کودکی که یک سال دیگر از آموزش را از دست می‌دهد، می‌پردازد.

شهروندی که در صف بنزین ایستاده است، می‌پردازد.

واقعیت همیشه صورت‌حساب را به جایی ارسال می‌کند.

🩸 دیدگاه Red Blood

آسان‌ترین مقاله‌ای که می‌توان درباره مستعان ۱۱۰ نوشت، یک کمدی است.

یک آنتن.

یک بشقاب.

ویروسی در فاصله ۱۰۰ متری.

پنج ثانیه.

همه می‌خندند.

اما این کار هشدار را نادیده می‌گیرد.

دستگاه داستان نیست.

داستان، نظامی است که دستگاه را تمام مسیر تا فرمانده سپاه و سپس به تلویزیون ملی رساند.

پرسش این نیست:

چطور ممکن بود کسی چنین چیزی را اختراع کند؟

انسان‌ها هر روز چیزهای پوچ اختراع می‌کنند.

پرسش مهم این است:

فیلترها چگونه از کار افتادند؟

دانشمندی که می‌توانست نه بگوید کجا بود؟

پزشکی که می‌توانست شواهد بالینی مطالبه کند کجا بود؟

مهندسی که می‌توانست درخواست آزمایش کنترل‌شده بدهد کجا بود؟

نهادی که استقلال کافی داشته باشد تا مانع شود اعتبار سیاسی، یک ادعای تأییدنشده را به اعلامی ملی تبدیل کند، کجا بود؟

یک تمدن صرفاً به این دلیل پیشرفت نمی‌کند که ماشین‌آلات پیشرفته در اختیار دارد.

زمانی پیشرفت می‌کند که حقیقت اجازه داشته باشد اقتدار را شکست دهد.

شاید این همان سنجه‌ای باشد که بیش از همه اهمیت دارد.

🌊 دیدگاه اقیانوس عشق و مثبت‌اندیشی

و عجیب اینکه اینجا جنبه مثبت ماجراست.

آنتن آموزش می‌دهد.

شرمساری آموزش می‌دهد.

پیش‌بینی شکست‌خورده آموزش می‌دهد.

حتی توهمات درهم‌شکسته نیز آموزش می‌دهند.

زیرا کشف اینکه چیزی که سال‌ها به آن باور داشته‌ایم هرگز حقیقت نداشته، آزادی عظیمی به همراه دارد.

فروپاشی یک باور نادرست صرفاً یک فقدان نیست.

فضایی برای واقعیت ایجاد می‌شود.

و واقعیت، زمینی حاصلخیز است.

کشاورز ایرانی این را مدت‌ها پیش از وجود نظام‌های سیاسی مدرن فهمیده بود.

او بهار را تماشا می‌کرد.

با خاک بحث نمی‌کرد.

به ابرها دستور نمی‌داد اصلاحیه صادر کنند.

درخت را به‌خاطر اینکه از شکوفه دادن امتناع کرده بود بازداشت نمی‌کرد.

مشاهده می‌کرد.

یاد می‌گرفت.

خود را وفق می‌داد.

بنابراین آن کشاورز باستانی شاید چیزی پیشرفته‌تر از تمام آنتن‌ها، موشک‌ها و شعارهای جهان در اختیار داشت:

فروتنیِ اجازه دادن به واقعیت برای آموزش دادن به او.

و اینجاست که داستان می‌تواند تهران، واشنگتن، تل‌آویو، سپاه و همه دولت‌ها را پشت سر بگذارد.

زیرا همان مستعان ۱۱۰ کوچک درون هر انسان وجود دارد.

هرگاه ذهن عاشق ایده‌ای می‌شود و بررسی اینکه آیا آن ایده هنوز حقیقت دارد یا نه را متوقف می‌کند، ظاهر می‌شود.

هرگاه غرور می‌گوید:

من نمی‌توانم اشتباه کنم.

هرگاه نفس می‌گوید:

شواهد باید تغییر کنند، چون من تغییر نخواهم کرد.

هرگاه غریزه حیوانی از هویت محافظت می‌کند، در حالی که ناظر آرام در سکوت می‌پرسد:

اما واقعاً چه چیزی حقیقت دارد؟

آن ناظر آرام جایی است که آزادی آغاز می‌شود.

کسی که بتواند توهم خودش را پیش از آنکه واقعیت مجبور شود آن را نابود کند، تشخیص دهد، همین حالا کاری را انجام می‌دهد که حکومت‌ها اغلب از انجامش ناتوان‌اند.

به درون نگریستن.

خود را به پرسش کشیدن.

برداشتن آنتن از دست خود.

دوباره گوش دادن.

دوباره آموختن.

دوباره آغاز کردن.

و شاید این امیدوارکننده‌ترین معنای پنهان در ضرب‌المثل قدیمی فارسی باشد.

سالی که نکوست، از بهارش پیداست.

بهار می‌تواند به ما هشدار دهد.

اما بهار فصل نوزایی نیز هست.

اگر بفهمیم نخستین جوانه‌ها چه می‌گویند، باقی سال مجبور نیست همان اشتباه را تکرار کند.

این درباره ملت‌ها صادق است.

و درباره ما نیز صادق است.

در اقیانوسی از عشق و مثبت‌اندیشی.

🩸🌊✨ فوق‌العاده!

🌱

آنتن توهم: وقتی تبلیغات با واقعیت روبه‌رو می‌شود

۲۵ اوت ۲۰۲۶

این متن حادثه‌ای در سال ۲۰۲۰ را تحلیل می‌کند که در آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از دستگاهی جعلی رونمایی کرد؛ دستگاهی که ادعا می‌شد با استفاده از میدان‌های مغناطیسی می‌تواند کووید-۱۹ را از فاصله دور شناسایی کند. نویسنده با استفاده از این آنتن «مستعان ۱۱۰» به‌عنوان استعاره، بررسی می‌کند که نظام‌های بسته اقتدارگرا چگونه از فروپاشی حقیقت‌جویی درونی و دقت علمی رنج می‌برند. این شکست نهادی اجازه می‌دهد تبلیغات بی‌پایه در زنجیره فرماندهی به سمت بالا صعود کند تا جایی که به اشتباه به‌عنوان دکترین نظامی ملی پذیرفته شود. منبع استدلال می‌کند که وقتی رهبری شروع می‌کند به باور کردن توهمات لفظی خودش درباره موشک‌ها و قدرت منطقه‌ای، برخورد نهایی با واقعیت برای شهروندان عادی هزینه‌های شدید اقتصادی و اجتماعی به دنبال دارد. در نهایت، این روایت هشداری است درباره خطرات نفس و ضرورت حیاتی اجازه دادن به شواهد مستقل برای به چالش کشیدن اقتدار.

#Iran #IslamicRepublic #Mostaan110 #COVID19 #Coronavirus #IRGC #HosseinSalami #IranPolitics #IranNews #IranHistory #Propaganda #StatePropaganda #Disinformation #Pseudoscience #ScienceVsPropaganda #ScientificMethod #InstitutionalFailure #LeadershipFailure #DecisionMaking #StrategicFailure #MilitaryDoctrine #Deterrence #StraitOfHormuz #IranMilitary #IranMissiles #AirDefense #ProxyNetwork #AxisOfResistance #OilPolitics #EconomicPressure #IranEconomy #RealityVsRhetoric #PoliticalTheater #ClosedSystems #Groupthink #Accountability #CriticalThinking #TruthMatters #PersianWisdom #PersianProverb #Nowruz #Spring #سالی_که_نکوست_از_بهارش_پیداست #مستعان۱۱۰ #جمهوری_اسلامی #سپاه #ایران #RedBloodJournal #RedBloodPerspective #OceanOfLoveAndPositivity #InAnOceanOfLoveAndPositivity

🩸🌊✨ Fantastic!